حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

پيشگفتار 39

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

بنو ذخران از بطن ناجيه بود ، اين دو تن عبد الله و أحوص فرزندان سعد بن مالك بن عامر اشعرى بودند ، و عبد الله در حالى همنشين والى كوفه بود ، كه برادرش أحوص چندين سال در زندان محبوس بود ، و كسى از او ياد نمىكرد ، تا آنكه مقدمات آزادى او فراهم آمد ، آنگاه دو برادر فرصت را غنيمت شمرده ، و شبانه بهمراه جمعى از خاندانشان به سمت كوههاى غرب ايران گريختند - كه تفصيل آن در بخشهاى پيشين پيشگفتار گذشت - و عاقبت دست تقدير آنان را به دشت قم كشانيد ، و به روايت تاريخ قم آنان ( در ايام خلافت عبد الملك ، روز شنبه ماه فروردين ، روز نوروز ، سنة اثنتين و ثمانين از تاريخ پادشاه‌شدن يزدجرد بن شهريار ، و سنة اثنتين و ستين فارسيه از هلاك و زوال يزدجرد ، و سنهء اربع و تسعين هجريّه ) به قم نزول كردند ، نزولى مبارك و ميمون ، و منشأ آثار مهمى كه تا كنون شاهد ادامه آن هستيم . استقرار اشعريان در قم سرآغاز فصل مهمى در تاريخ اين خاندان ، و شهر قم ، و سرزمين ايران و مذهب تشيع ، و جهان اسلام بود ، و شايد بدون اغراق بتوان گفت كمتر خاندانى - بجز خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و معصومين عليهم السلام - به تنهائى توانسته باشد تا اين اندازه تأثيرگذار باشد . اشعريان با استقرار در قم ، و اطمينان از وضعيت خود توانستند در زمان كوتاهى كلنى قدرتمندى در قم ايجاد كنند ، نخستين اقدام آنان خالىكردن كوفه از اشعريان بود ، كه دسته دسته به قم مهاجرت كردند ، و به روايت تاريخ قم در مدت زمان كوتاهى تنها از نسل سه تن اشعرى مهاجر از كوفه به قم ، يعنى عبد الله بن سعد ، و حمزة بن اليسع ، و عامر بن عمران ، نزديك به چهار هزار نفر در قم صاحب نام و خانه بودند . اشعريان در زمان كوتاهى شهر قم را سامان داده ، و در آن محله و ميدانها و نظام آبرسانى برقرار ساختند ، و دشتهاى پيرامون قم را احيا نموده ، و دهها روستا و مزرعه ساخته كه بنام آنان مشهور بود ، آنگاه در مقام ترويج مذهب و اعتقادات خود برآمدند ، امام‌زادگان و علويان و محدّثين و فقيهان اماميه را از گوشه و كنار شهرهاى كوفه و بغداد و مصر و مدينه به قم فرا خواندند ، و براى آنان وسايل زندگانى آسوده را فراهم آورده ، و آنان را به نشر حديث و فقه آل محمد صلّى اللّه عليه و آله واداشتند ، و